بررسی فقهی مسأله کاهش جمعیت
59 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خبرگزاری رسا
تاریخ نشر : Jul 22 2010 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

خبرگزاری رسا: do_gol2بحث کنترل موالید یکی از بحث های روز جامعه است، در گفت‌و‌گویی با حجت الاسلام و المسلمین سید محمد صادق علم الهدی، استاد سطح عالی حوزه علمیه قم به بررسی فقهی مسأله افزایش یا کنترل جمعیت پرداخته ایم، متن زیر حاصل این گفت‌و‌گو است:

 

اسلام درباره کنترل جمعیت یا افزایش جمعیت چه دیدگاهی دارد؟
در ابتدا لازم است تذکر دهم که حفظ نسل با تکثیر نسل تفاوت دارد، حفظ نسل بر مسلمین واجب مؤکد کفایی است، هر گونه سیاستی که حفظ نسل مسلمانان را تهدید کند و آن را در خطر انقراض قرار دهد، بدون شک مردود است.


اما مسأله تکثیر نسل یا افزایش جمعیت، واجب نیست، هر چند ممکن است گمان شود روایاتی که در این باب رسیده است به واسطه استفاده از صیغه امر یا امثال آن، ظهور در وجوب دارد، اما مضاف بر اجماع فقها، قرائن موجود در خود این اخبار، مانع از این ظهور است.

دلیلی بر حرمت تحدید نسل نیز در دست نیست، بنابراین مسأله تکثیر موالید یا تحدید آن، ـ به اصطلاح برخی از فقهای معاصر ـ منطقه الفراغ است و دست فقیه باز است تا بنا بر اقتضائات زمان و مکان و بر اساس مصالح جاری مسلمین حکم ثانوی آن را تعیین کند.

فارغ از حکم ثانوی تکثیر نسل، اصناف و طوائفی زیادی از روایات مستقیم یا غیر مستقیم، بر استحباب تکثیر نسل به عنوان حکم اولی دلالت دارد.

لطفا در صورت امکان این ادله را بیان فرمایید.
اجمالا می توان به چند طائفه از این روایات اشاره کرد: روایاتی که که مسلمانان را به ازدواج تشویق می کند و فلسفه آن را تولید فرزند معرفی می کند(تناکحوا تناسلوا تکثروا) و در برخی روایات «ولود» بودن زن را یک ارزش به حساب آورده (خیر النساء الولود الودود) و از ازدواج با زنان «نازا » نهی کند (اجتنب العقیم من النساء و إن کانت حسناء جمیله المنظر).

حتی ثوابهای شگفتی را برای کسی که واسطه در ازدواج دو نفر شود بیان می دارد (مَنْ عَمِلَ فِی تَزْوِیجِ حَلَالٍ حَتى یَجْمَعَ اللهُ بَیْنَهُمَا زَوجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ کَانَ لَهُ بِکُل خُطْوَهٍ خَطَاهَا وَ کَلِمَهٍ تَکَلمَ بِهَا عِبَادَهُ سَنَه).

دسته ای از روایات مسلمین را به تکثیر روابط زناشویی حلال که مقدمه تولید فرزند است تشویق کرده (...مِنْ خِصَالِ الْأَنْبِیَاءِ ...کَثْرَهُ الطرُوقَه) و دسته ای دیگر ثواب بسیاری برای مادر در دوران حمل و شیردهی و تربیت فرزند برشمرده و مقام والا و بی بدیلی را برای او توصیف می کند (الجَنه تَحتَ أقدامِ الأمهات).

بخش دیگری از روایات تأمین معاش حلال خانواده و فرزندان را برای پدر همسان مجاهدت در راه خدا بیان می کند (مَن طَلَبَ هذا الرِزقَ مِن حِله، لیَعُودَ به عَلى عَیالِه و نَفسِهِ، کانَ کالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ اللهِ).

دسته آخر روایات متواتر نبوی است که از طریق شیعه و سنی رسیده و صریحاً تکثیر اولاد را تشویق کرده و آن را مایه مباهات رسول اکرم(ص) در روز قیامت بر سایر انبیاء و امت ها می داند (اکثروا الولد اُکاثربکم غداً یا: تَنَاکَحُوا تَنَاسَلُوا تَکْثُرُوا فَإِنی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لَوْ بِالسقْط)، مجموع این روایات دلالت روشنی بر استحباب تکثیر نسل دارد.

مجموع و حاصل این روایات ما را به کجا رهنمون می کند؟
برای تشخیص اینکه آیا تکثیر اولاد به صورت مطلق مستحب است یا آنکه استحباب آن مقید به شرط یا شروطی است، باید باز به ادله شرعی رجوع کرد؛ با مراجعه به دسته های دیگر از روایات می توان استنباط کرد که این استحباب مطلق نیست و مقید به حفظ کیفیت است.

یعنی از مجموع روایات تکثیر نسل و سایر روایات به دست می آید که اسلام در کنار رشد کمی نسل، بعد کیفی آن را نیز ـ چه از حیث جسمانی و چه از حیث معنوی و روحانی ـ مد نظر قرار داده است در واقع آنچه مستحب است تکثیر نسلی «سالم» و «صالح» است.

مجموع روایاتی که این بر این دو قید دلالت دارد بسیار زیاد است ما دراین مجال به چند طائفه از آن اشاره می کنیم تا نشان دهیم اسلام طالب تکثیر لجام گسیخته و بی کیفیت نسل نیست:
ادله ای که نشان می دهد اسلام فرزند را تنها در چارچوب شرع می خواهد و فرزندی که نطفه او در هنگام عادت ماهانه یا از راه نامشروع بسته شده باشد از دیدگاه اسلام نامطلوب است.

روایاتی که فلسفه ازدواج و تولید موالید را آکنده کردن زمین از انسانهای تسبیح و تهلیل گو معرفی می کند: ما یمنع المؤمن أن یتخذ اهلاً لعل الله یرزقه نسمه تثقل الارض بلا إله الا الله.

روایاتی که بر انتخاب همسری صالح و از خانواده شایسته تأکید کرده است (انظر فی اى شى‏ء تضع ولدک فان العرق دساس) و یا دستورات فراوان و دقیقی که به هدف تضمین سلامت جسمی و روحی فرزند، درباره زمان و مکان و نحوه درست عمل زناشویی رسیده است.

یا اخبار فراوانی که اهمیت لقمه حلال و تأثیر آن در سلامت معنوی و حسن عاقبت فرزندان را به پدران گوشزد می کند

یا توصیه هایی که در دوران بارداری و شیردهی به مادران شده است؛ به عنوان مثال در قرآن مدت کامل شیردهی ۲۴ ماه بیان شده است (وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُن حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِم الرضاعَ، بقره/۲۳۳ و همچنین: لقمان/۱۴) با توجه به آنکه دوره حمل به طور متعارف نه ماه است و شیر دهی در زمان بارداری ناممکن یا نامطلوب است می توان از این آیه چنین فهمید که بهترین فاصله بین دو مولود حداقل سی و سه ماه است. و این را می توان توصیه ای قرآنی در باب تنظیم خانواده دانست.

مضاف بر تمام آنچه گذشت عنوان فرزند «صالح» یا نسل «صالح» در متون دینی جایگاه ویژه ای دارد، (الولد الصالح ریحانه من الله) تا به آنجا که خداوند زمین را میراث صالحان دانسته است (أَن الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصالِحُونَ، انبیاء/۱۰۵).

حتی اگر به عمده دلیل استحباب تکثیر نسل که اخبار دال بر مباهات نبی اکرم به کثرت امت خود است توجه شود باز این معنا قابل استفاده است، چرا که مسلما امت ناصالح و ناباب ـ هر چند متکثر باشد ـ جای مباهات ندارد.

مجموع این آیات و روایات نشانگر این است خداوند متعال فرزندی را می خواهد که از سلامت جسمی و معنوی کافی برخوردار باشد و خواهان کمیت بی کیفیت نسل نیست، بنابر این استحباب تکثیر نسل منوط به حفظ کیفیت نسل است و حفظ کیفیت نسل گاه منوط بر پیشگیری و ممانعت از تکثیر بی رویه آن است.

نظر اسلام درباره پیشگیری و تنظیم خانواده چیست؟
تنظیم خانواده یک سیاست جمعیتی جهانی است که به والدین اجازه می دهد داوطلبانه و بر پایه توانایی و تمایلات خود بخاطر ارتقا سطح تندرستی و بهزیستی فرزندان با استفاده از روش‌های جلوگیری از حاملگی، در مورد تعداد فرزندان تصمیم بگیرند.

اگر از زاویه فقه اسلامی بخواهیم به این مقوله بنگریم باید به روایات فراوانی که در جواز عزل وارد شده است (لا بأس بالعزل عن المرأه) مراجعه کنیم، عزل از نظر یهودیان به منزله زنده به گور کردن بود اما در اسلام طبق این روایات به اتفاق علمای شیعه و سنی جایز بوده و صرفا سختگیرترین فقها جواز آن را در ازدواج دائم مشروط به رضایت زن یا اشتراط آن در ضمن عقد دانسته اند.

ممکن است مراد از عزل مطلق پیشگیری باشد که در گذشته تنها راه آن نزدیکی منقطع با ممانعت مرد از ریختن منی به رحم زن بوده است اما امروز با رشد تکنولوژی و دانش پزشکی روشها و وسایل پیشرفته ای برای آن فراهم شده است.

حتی اگر عزل را صرفا به معنای نزدیکی منقطع بدانیم باز هم می توان با استدلال به فحوای روایات عزل، جواز روشهای نوین پیشگیری را اثبات کرد، چرا که اگر عزل به روش سنتی که با عوارض سوء روحی و روانی برای طرفین خصوصا برای زن همراه است، جایز باشد به طریق اولی روشهای جدیدی که در آن این عوارض وجود ندارد یا کاهش یافته است جایز است. هر چند که اصل اباحه و حلیت برای حکم به جواز پیشگیری کفایت می کند.

البته برخی از روشهای موجود که مستلزم نظر حرام بیگانه به دستگاه تناسلی یا عقیم شدن دائم است، تجویز نمی شود.

اطلاق ادله جواز عزل و اینکه حدی برای آن نیامده است این اجازه را به خانواده می دهد که تا آخر عمر از از بچه دار شدن ممانعت کنند.

علامه مجلسی در موسوعه عظیم بحارالانوار بابی تحت عنوان «فضل التوسعه على العیال و مدح قله العیال‏» دارد. بخشی از روایات این باب کوچک بودن خانواده را ستوده است که بالالتزام شاهدی بر جواز پیشگیری و کنترل موالید است.

آیا حکومت می تواند کاهش جمعیت را ترویج کند؟
اصل اولی این است که حکومت اسلامی مطابق با ادله ای که بیان شد تکثیر نسل را، البته با حفظ کیفیت تشویق کند.

اما از آنجا که اسلام دین خرد و نظم و توازن و تعادل است، مصالح کلان جامعه مسلمین را مد نظر دارد، بنابراین اگر اهل خبره بعد از کارشناسی های دقیق تشخیص دادند مخازن آبی یا منابع طبیعی و محیط زیست و یا مشکلات مربوط به تغذیه، بهداشت، آموزش، مسکن و اشتغال با نرخ رشد جمعیت هماهنگی ندارد و حکومت ناچار است سیاستهای کنترل و کاهش جمعیت را در پیش گیرد، از نظر اسلام این کار به صورت موقت و بسته به میزان نیاز جایز است.

البته باید دقت شود این سیاستها به صورت کلی و کور تبلیغ نشود و هوشمندانه و با توجه به خصوصیتهای منطقه ترویج شود، مثلا در مناطقی گزارش شده است که اعمال این گونه سیاستها منجر به بر هم خوردن موازنه جمعیت به نفع اقلیت های مذهبی و به طور شاخص اهل سنت شده است.

با تشکر از این که وقت خود را در اختیار خبرگزاری رسا گذاشتید.

آدرس اینترنتی